دهه شصت

عکسها و خاطرات بچه های دهه شصت

دهه شصت

عکسها و خاطرات بچه های دهه شصت

دهه شصت
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دهه 60» ثبت شده است

بزرگترین خرابکاری که تو مدرسه کردی چی بود؟

چهارشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۲۸ ق.ظ

خرابکاری در مدرسه

بزرگترین خرابکاری که تو مدرسه کردی چی بود؟

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۲۸
علی سراج

کنسول آتاری

شنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۱۹ ب.ظ

بازیهای کامپیوتری قدیمی

سری دوم: بازیهای کنسول آتاری

بازی آتاری
آتاری یک شرکت و نام تجاری با مالکان چندملیتی است که از سال ۱۹۷۲ فعالیت خود را آغاز کرد. این شرکت هم‌اکنون زیرنظر شرکت آتاری اینتراکتیو فعالیت می‌کند؛ شرکت‌هایی که همگی از شرکت مادر آتاری اس‌ای پیروی می‌کنند. شرکت اصلی آتاری در سال ۱۹۷۲، توسط نولان باشنل و تد دابنی پایه‌گذاری شد. شرکتی که از همان آغاز، پیشرو در زمینه بازی‌های ویدئویی، کنسول‌های بازی و رایانه‌های خانگی بود. محصولاتی چون پونگ و آتاری ۲۶۰۰ از تولیدات محبوب و پرفروش این شرکت به حساب می‌آمد. این محصولات و فعالیت‌های شرکت آتاری، کمک شایانی را برای معرفی سیستم‌های رایانه‌ای در پیشبرد صنعت سرگرمی از ۱۹۷۰ تا میانه ۱۹۸۰ انجام داد.

کنسول آتاری

دانلود مجموعه تمام بازیهای آتاری قابل اجرا در ویندوز
دانلود مستقیم
دانلود از سایت یاس دانلود

کنسول آتاری

آتاری ۲۶۰۰
آتاری ۲۶۰۰ نام اولین کنسول از نسل دوم دستگاه‌های بازی ویدئویی است که در اکتبر ۱۹۷۷ توسط شرکت آتاری عرضه شد. این دستگاه دارای یک حافظهٔ ۱۲۸ بایتی بود و بازی‌های آن روی کارتریج (نوار یا فیلم) عرضه می‌شدند.

کنسول آتاری

پیشینه
موفقیت‌های اقتصادی کنسول‌های بزرگ بازی‌های ویدئویی در کلوپ‌ها و بارها در آغاز دهه ۱۹۷۰، و همچنین عامه‌پسندی بسیاری از اینگونه بازی‌ها و میل بازی‌کنندگان به انجام بازی‌ها در خانه، باعث شد که فرصت بزرگی برای عرضهٔ نسخه‌های خانگی این بازی‌ها به وجود آید. در سال ۱۹۷۵ شرکت آتاری نسخهٔ خانگی بازی پونگ (Pong) یا تنیس دو نفره را که خود سازندهٔ آن بود، عرضه کرد. با این عرضهٔ موفقیت‌آمیز، شرکت‌های دیگری نظیر مَگناوُکس و کولکو نیز بازی‌های مختص خود را انتشار دادند. تمام اینها روی کنسول‌هایی که فقط قادر بودند یک بازی را اجرا کنند قابل بازی بودند. پس از آن، شرکت فیرچایلد در سال ۱۹۷۶ کنسول کانال اف را عرضه کرد. این دستگاه، اولین کنسول برای بازی‌های ویدئویی بود که به جای اجرای یک بازی از حافظهٔ داخلی، از کارتریج (که در میان صحبت‌های مردم ایران به نوار معروف است) استفاده می‌کرد.

کنسول آتاری

انتشار
با کاهش محبوبیت بازی پونگ و عرضهٔ کنسول‌های دیگرِ برپایهٔ کارتریج، مانند کنسول استودیو ۲ از شرکت آرسی‌آ، شرکت آتاری از سال ۱۹۷۶ روی پروژه‌ای به نام «اِستِلا» مشغول به کار شد تا یک سامانهٔ خانگی بازی‌های ویدئویی که برپایهٔ کارتریج باشد مطرح کند. در حین کار روی پروژهٔ استلا، شرکت آتاری دچار مشکلات مالی شد و مؤسس آن (نولان باشنل) شرکت را به بنگاه ارتباطات وارنر فروخت. سپس در اکتبر ۱۹۷۷، با ۱۰۰ میلیون دلاری که وارنر برای ادامهٔ پروژهٔ استلا مقرر داشت، شرکت آتاری اولین کنسول کارتریج محور خود را با نام ابتدایی «آتاری وی‌سی‌اس» (Atari VCS) که مخفف «سامانهٔ حسابگر ویدئویی» (Video Computing System) بود به همراه ۹ بازی عرضه داشت.

کنسول آتاری

عامه‌پسندی پس از انتشار
آتاری ۲۶۰۰ کنسولی بسیار محبوب بود. این محبوبیت تا جایی پیش رفت که رقبای شرکت آتاری مثل کولکو و ماتل، کنسول‌هایشان را به صورتی پیکربندی کردند تا توانایی اجرای بازی‌های آتاری را نیز داشته باشد و حتی شرکت کولکو یک کنسول کپی شده از آتاری ۲۶۰۰ با نام جمینی (Gemini) ساخت. بعد از این، کمپانی‌های دیگری نیز به ساخت کپی‌های مشابه ۲۶۰۰ دست زدند.

مسابقات قهرمانی آتاری
مسابقات قهرمانی آتاری سال 1980 در آمریکا

در سال ۱۹۸۰ شرکت آتاری یکی از بازی‌های ژاپنی به نام «مهاجمان فضا» (Space Invaders) را برای آتاری ۲۶۰۰ پیکربندی کرد. محبوبیت این بازی به حدی بود که بسیاری از خریداران فقط برای انجام این بازی اقدام به تهیهٔ کنسول ۲۶۰۰ می‌کردند. پس از آن، بازی «ماجراجویی» (Adventure) عرضه شد که به محبوبیت شایانی دست یافت. «ماجراجویی» اولین بازی‌ای است که در آن، برای کارهای مخفی جایزه تعیین شده است.

بازی آتاری

بازی آتاری
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۱۴:۱۹
علی سراج

بازیهای تحت سیستم عامل داس

شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۹ ب.ظ

بازیهای کامپیوتری قدیمی

سری اول: بازیهای تحت سیستم عامل DOS


لیست بازیهای سیستم عامل داس

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۵ ، ۱۶:۰۹
علی سراج

تیپ آقایون و خانم ها در سالهای مختلف

دوشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۴۱ ب.ظ
تیپ خانم ها در سالهای مختلف

تیپ آقایون در سالهای مختلف
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۴۱
علی سراج

مدارس دیروز و امروز

سه شنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۳۵ ق.ظ

School Dahe 60 - Emrooz

School Dahe 60 - Emrooz

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۴ ، ۱۰:۳۵
علی سراج

تنبیه بدنی در مدارس دهه شصت

شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۴، ۱۲:۵۴ ب.ظ
کلاً کتک از جمله وسایل کمک آموزشی مهم در دهه شصت بود.
خط کش، ترکه، کف دستی، چوب و فلک، سیلی، جُفتک، کابل برق، شلنگ، خودکار لای انگشت و ...
البته از حق نباید گذشت بچه های دهه های قبلتر از ما خیلی بیشتر کتک خوردن و تنبیه شدن.

تنبیه بدنی
معمولا بیشتر ما پسرها تنبیه میشدیم چون هم شیطونتر بودیم و هم اینکه فکر میکردن ما از آهن ساخته شدیم
برای همین موقع تنبیه بین دختر و پسر تبعیض قائل میشدن


کفدستی
تنبیه بدنی
تنبیه بدنی
این روش تنبیه متاسفانه هنوز هم گاهی اوقاط تو مدارس دیده میشه


چوب و فلک
چوب و فلک
چوب و فلک
فقط تو مدارس پسرانه بود و معمولا ناظم مدرسه با این روش تنبیهمون میکرد
کلا تنبیه مورد علاقه ناظم ها بود و معمولا بعد از فلک شدن تا چند روز نمی تونستیم درست راه بریم


خودکار لای انگشت
تنبیه بدنی
یک تنبیه خیلی دردناک که معمولا معلمها انجام میدادن


سیلی
تنبیه بدنی
یه تنبیه ساده، سریع و بدون نیاز به وسایل جانبی
معمولا قبل از تنبیه اصلی (موارد بالا) یکی دو تا نوش جان میکردیم


پیچوندن گوش
تنبیه بدنی
راستش در مقابل تنبیهات قبلی این بیشتر به یه شوخی شبیه هستش

۳۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۲:۵۴
علی سراج

مدارس دهه شصت

شنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۴، ۱۰:۴۷ ق.ظ

مدرسه دهه شصت


مدرسه دهه شصت


مدرسه دهه شصت


مدرسه دهه شصت


مدرسه دهه شصت


مدرسه دهه شصت

سال 1365


مدرسه دهه شصت


مدرسه دهه شصت


مدرسه دهه شصت


مدرسه دهه شصت

سال 1369


مدرسه دهه شصت

دانش آموزان مدرسه شهید مدرس


مدرسه دهه شصت

زاهدان _ نهضت سوادآموزی

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ آبان ۹۴ ، ۱۰:۴۷
علی سراج

تراژدی عشقولانه دهه 60 ها

جمعه, ۱۵ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۲۸ ق.ظ

عرﺽ ﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻣﺤﺼﻞ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ‌ﺁﻣﻮﺯ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﺍﺻﻠﻦ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﺑﭽﻪ‌ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺷﺘﯿﻢ. ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺣﺘﯽ ﻋﺸﻖ‌ﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻋﺸﻖ‌ﻫﺎﯼ ﻧﻮﺟﻮﻭﻧﯽ ﺍﻻ‌ﻥ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺖ.

ﺍﻻ‌ﻥ ﯾﺎﺭﻭ ﺑﺎ 14 ﺳﺎﻝ ﺳﻦ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﺧﻮﺷﺶ ﻣﯿﺎﺩ، ﺑﻌﺪ ﺑﻬﺶ ﺷﻤﺎﺭﻩ ﻣﯿﺪﻩ، ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺷﺐ ﺗﻮ ﻭﺍﯾﺒﺮ ﺑﻬﺶ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﻣﯿﺪﻩ ﻭ ﻫﻤﻮﻥ ﺷﺐ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ‌ﺯﻧﻦ، ﺑﻌﺪ ﻓﺮﺩﺍﺷﺐ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﮑﺎﯾﭗ ﻫﻤﻮ ﻣﯽ‌ﺑﯿﻨن،بعدم بعد ی مدتی میزنن ب تیپ و تاپ هم و ﺧﻼ‌ﺻﻪ ﺑﻌﺪ ﭼﻬﺎﺭ ﺭﻭﺯ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺭﻥ ﻭ ﻣﯿﺮﻥ ﺳﺮﺍﻍ ﻋﺸﻖ ﺑﻌﺪﯼ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺍﺣﻞ.

ﺍﻣﺎ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﻋﺸﻖ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺳﻪ ﺯﻣﺎﻥ‌ﺑﺮ ﻭ ﻓﺮﺳﺎﯾﺸﯽ ﺑﻮﺩ. ﺍﻭﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺑﺎ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺩﺍﻏﻮﻥ ﺳﻦ ﺑﻠﻮﻏﻤﻮﻥ ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻪ ﺑﻠﻮﻍ ﻗﯿﺎﻓﻪ‌ﺍﺵ ﺭﻭ ﺷﮑﻞ ﺍﮐﺒﺮ ﻣﯿﺜﺎﻗﯿﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﺧﻮﺷﻤﻮﻥ ﻣﯽ‌ﺍﻭﻣﺪ، ﺑﻌﺪﺵ ﭘﺮﻭﺳﻪ ﻃﻮﻻ‌ﻧﯽ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ‌ﺷﺪ. ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺍﻭﻝ ﻓﻘﻂ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺭﺩ ﻣﯽ‌ﺷﺪﯾﻢ. ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺩﻭﻡ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﻣﯿﻮﻥ ﯾﮏ ﻟﺒﺨﻨﺪﯼ ﻫﻢ ﺑﻬﺶ ﻣﯽ‌ﺯﺩﯾﻢ. ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﺳﻮﻡ ﻫﻔﺘﻪ‌ﺍﯼ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﯾﮏ ﺳﻼ‌ﻡ ﻭ ﻋﻠﯿﮑﯽ ﻫﻢ ﺑﯿﻦ‌ﻣﻮﻥ ﺭﺩ ﻭ ﺑﺪﻝ ﻣﯽ‌ﺷﺪ. ﺍﯾﻦ ﻓﺮﺍﯾﻨﺪ 9 ﻣﺎﻫﻪ ﮐﻪ ﻃﯽ ﻣﯽ‌ﺷﺪ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯽ‌ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻧﺎﻣﻪ‌ﻧﮕﺎﺭﯼ. ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﯽ‌ﻧﻮﺷﺘﯿﻢ. ﻧﺎﻣﻪ‌ﻫﺎ ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺭﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ‌ﺷﺪ:

ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﮏ ﻧﻮﺍﺯﻧﺪﻩ ﮔﯿﺘﺎﺭﻋﺸﻖ، ﺑﺮ ﺩﺭﻭﺍﺯﻩ ﻗﻠﺒﻢ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻭﺭﻭﺩ ﻋﺸﻖ ﻣﻤﻨﻮﻉ، ﺍﻣﺎ ﻋﺸﻖ ﺁﻣﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ ﺑﯽ‌ﺳﻮﺍﺩﻡ،

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﮑﺮﺩﻡ ﻣﻦ ﮔﻨﺎﻫﯽ

ﻓﻘﻂ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﻧﮕﺎﻫﯽ

ﺍﮔﺮ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻦ ﮔﻨﺎﻫﯽ

ﻣﺠﺎﺯﺍﺗﻢ ﺑﮑﻦ ﻏﯿﺮ ﺍﺯ ﺟﺪﺍﯾﯽ

ﺧﻼ‌ﺻﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺟﻮﺭ ﺧﺰﺋﺒﻼ‌ﺕ ﻭ .....ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻣﯽ‌ﻧﻮﺷﺘﯿﻢ، ﺑﻌﺪ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻧﻘﺎﺷﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺣﺎﺷﯿﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﻧﺎﻣﻪ. ﯾﮏ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺨﻞ ﻣﯽ‌ﮐﺸﯿﺪﯾﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﯾﮏ ﺩﺭﯾﺎ ﻭ ﯾﮏ ﺧﻮﺭﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﺩﺍﺷﺖ ﻏﺮﻭﺏ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ. ﺩﻭ ﺗﺎ ﭼﺸﻢ ﺷﻬﻼ‌ ﻭ ﻣﮋﻩ ﭘﺮﭘﺸﺖ ﻫﻢ ﺑﺎﻻ‌ﯼ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﯽ‌ﮐﺸﯿﺪﯾﻢ ﮐﻪ ﻓﻀﺎﯼ ﻋﺸﻘﯽ ﻧﺎﻣﻪ ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﺑﺮﺳﻪ. ﺑﻌﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺟﻮﺭ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﻣﯽ‌ﺭﺳﻮﻧﺪﯾﻢ ﺩﺳﺖ ﻃﺮﻑ، ﺗﺎﺯﻩ ﺳﻪ ﻣﺎﻩ ﻃﻮﻝ ﻣﯽ‌ﮐﺸﯿﺪ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺛﺮ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺑﺰﺍﺭﻩ ﻭ ﺍﻭﻧﻢ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ.

ﺑﻌﺪ ﻧﻤﯽ‌ﺩﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﺭﺍﺯﯼ ﺑﻮﺩ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎﯼ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭ ﺩﯾﺮ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺜﺒﺖ ﻣﯽ‌ﺩﺍﺩﻥ. ﻣﺎ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻫﺰﺍﺭ ﺟﻮﺭ ﺷﺎﻣﻮﺭﺗﯽ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺭﺑﯿﺎﺭﯾﻢ ﺗﺎ ﺗﻮﺟﻪ‌ﺷﻮﻥ ﺟﻠﺐ ﺑﺸﻪ. ﻣﺮﺳﻮﻡ‌ﺗﺮﯾﻦ ﮐﺎﺭ، ﺗﮏ ﭼﺮﺥ ﺯﺩﻥ ﺑﺎ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﻭ ﺩﻭﭼﺮﺧﻪ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﺪﺍﺭﺱ ﺩﺧﺘﺮﻭﻧﻪ ﺑﻮﺩ. ﻫﺮ ﮐﯽ ﺗﮏ ﭼﺮﺥ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﻃﻮﻻ‌ﻧﯽ‌ﺗﺮﯼ ﻣﯽ‌ﺯﺩ، عشق خوبی ﻧﺼﯿﺒﺶ ﻣﯽ‌ﺷﺪ.

ﺑﻌﺪ ﻣﺎ ﺣﺘﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ‌ﻫﺎﻣﻮﻥ ﻫﻢ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺖ. ﻣﺜﻞ ﺍﻻ‌ﻥ ﻧﺒﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺑﯿﺎﻥ ﻓﯿﺲ‌ﺑﻮﮎ،ضجه ﻧﺎﻟﻪ ﻋﺸﻘﯽ ﺑﻨﻮﯾﺴﻦ ﻭ ﺍﻣﯿﺮ ﺗﺘﻠﻮ ﻭ "ﮐﯽ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻟﺒﺎﺳﺘﻮ ﻣﯽ‌ﺑﻨﺪﻩ" ﮔﻮﺵ ﺑﺪﻥ. ﻧﻬﺎﯾﺘﺶ ﯾﮏ ﮐﺎﺳﺖ "ﺍﻭﻥ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ" ﺩﺍﺭﯾﻮﺵ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺗﺎﺯﻩ ﺍﻭﻧﻢ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﺍختیاﺭ ﻫﻤﻪ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺧﯿﻠﯽ‌ﻫﺎ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﺗﺮﺍﻧﻪ "ﮔﻞ ﻣﯽ‌ﺭﻭﯾﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﻍ" ﻋﺒﺎﺱ ﺑﻬﺎﺩﺭﯼ، ﺳﺮ ﻭ ﺗﻪ ﻗﻀﯿﻪ ﺷﮑﺴﺖ ﻋﺸﻘﯽ‌ﺷﻮﻥ ﺭﻭ ﻫﻢ ﻣﯿﺎﻭﺭﺩﻥ.

ﺧﻼ‌ﺻﻪ ﺁﻗﺎ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺖ، ﺧﯿﻠﯽ ﻓﺮﻕ ﺩﺍﺷﺖ...

به امید پیروزی دهه ۶۰ ها در مراحل بعدی...

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۴ ، ۱۱:۲۸
علی سراج

معلم های دیروز و امروز

چهارشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۴، ۰۳:۲۳ ب.ظ

Teacher

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۱۵:۲۳
علی سراج

یک قصه واقعی ازیکی ازدوستان

شنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۴، ۰۳:۵۹ ب.ظ

سال 1355 با کلی خوشحالی والدینم که پسر دار شدن من به این دنیا پا گذاشتم. در سن دو سالگی هنوزدرست و حسابی زبون باز نکرده بودم که یادم دادن بگو "مرگ بر شاه" و در همان سال سیاه (1357) خدا شعار من و بچه های دیگر را قبول کرد و ما شدیم آینده ساز انقلاب اسلامی.

تا دو سال خر تو خر ، ترور و قتل و غوغا بود. صدام هم دید آب سر بالا میره اومد هفت تیرکشی حالا باید همش شب و نیمه شب به خودمون میلرزیدیم که یهو بمب نیاد تو سرمون در همین اثنا من رفتم مدرسه و همش جای درس باید شعار مرگ برصدام میدادیم یا پشت جبهه را نگه میداشتیم. مثلا شکلات بسته بندی میکردیم و با نامه ای درون آن به جبهه میفرستادیم و یا قرص و دارو جمع میکردیم و به جبهه میفرستادیم البته من نمیفرستادم دفاتری درون مساجد و مدارس بود که اجناس و کمکها را به انها میدادیم و اونا این کار را میکردن . ( این را برای کسایی گفتم که منتظر برای گزافه گویی هستند . )

خلاصه هر شب آژیر خطر هر روز مارش حمله و ............ ..

روزها هم سر کلاس تنبیه بود و چوب و فلک !!!!!!!!!!!

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۴ ، ۱۵:۵۹
علی سراج